از سينه ي او اشاره بيرون زده بود مردانه ميان آتش و خون زده بود زخم از دل بي قرار او مي باريد انگار به عشق هم شبيخون زده بود منبع : از حنجره ي كارون، مجموعه شعر دفاع مقدس /شاعران استان خوزستان/به كوشش بهمن ساكي