موج جان

يك پريشاني ام را در بيكران تازه كردم
پيمان بي تابي ام را در آسمان تازه كردم
در جستجوي نگاهم پيوسته آيينه روييد
انگيزۀ روشنم را با آسمان تازه كردم
«امن يجيب» ي شكوفا بر شانه هايم رقم خورد
آتش زبان پر گشودم، آتشفشان تازه كردم
آميختم با شكفتن، با بي نشان هاي روشن
جان را در آواز بودن در پركشان تازه كردم
آيينه اي تازه بودم ، گسترده تا بي نهايت
وقتي وضوي عطش را در موج جان تازه كردم
منبع : مجموعه شعر مقاومت استان بوشهر /به كوشش حيدر منصوري