آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۸۴۶۱
۰۶:۱۰

۱۳۸۹/۰۷/۱۰

فلسطين

نویسنده :
علي شهودي



راست گفت آن مسافر باران كه زمين تا هميشه چركين است!
جاي خوبي براي ماندن نيست جاي دل هاي سخت و سنگين است

هر چه نزديك تر شد از بالا دور شد از صفا و پاكي هها
متحير شد و از خودش پرسيد: اين زمين آن زمين پيشين است؟1

كفه هاي هميشه ناميزان كفه هايي تراز اين دستند
يك طرف ازدياد كم خوني است يك طرف خون اساس تزئين است

باز قابيلان خون آشام روي تاريخ را سيه كردند
باز پيشاني زمان از اين سرگذشت غريب پر چين است

قدس! اي وادي به خون خفته! محنت قد كشيده ي دوران
قلب در خون تپيده ي تاريخ داستانت چقدر غمگين است

بكدامين گناه ناكرده مستحق چنين مكافاتي
بستن چار را آزادي بكدامين طريق و آئين است

هديه ي كودكان مظلومت توپ اين ميهمان ناخوانده است
كودكانت هميشه مي پرسند سهم ما هم از اين جهان اين است!؟

اي ديار حماسه و ايثار اي زشور مقاومت سرشار
صبر كن همچنان مقاوم باش صبر بنيان كن سلاطين است

اي كمر بسته استقامت را وي شكسته حصار ظلمت را
مي ستايم هميشه نامت را نام تو زيب و زينت دين است

سرزمين مقدس معراج! نقطه ي وصل خاك با افلاك!
اولين قبله ي قبيله ي عشق! صبر كن بار صبر شيرين است

آنكه از راه مي سرد مردي مردي از نسل پايداري
نام او جفت فتح و فيروزي است ياور او سپاه آمين است

سر به ذلت سپردن از مردي از شهامت به دور مي باشد
مرگ با عزت و شرف آري بهتر از زندگي ننگين است

تف بر اين نقشه هاي تحريفي كه ترا باز مي كنند انكار
غافل از اين كه هر كجا عشق است نام آنجا يقين فلسطين است



منبع : گلواژه هاي پايداري/ اشعار برگزيده ي اولين و دومين جشنواره شعر پايداري استان آذربايجان شرقي/ به كوشش محمد رنجبر باهر

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه