صداي سنگ

صداي سنگ را بشنو كه بي ترديد مي گويد
از آتش، از جنين،از شهر در تبعيد مي گويد
شكسته بال پروانه، به خون غلتيده آرامش
دوباره صفحه ي تاريخ از تهديد مي گويد
هزار و يك شب مرگ است، بمباران آزاديست
و خون آشام شب از جنگ ، از تشديد مي گويد
صدا در شهر مي خواند سحر نزديك نزديك است
اگر چه اين شب تاريك از تمديد مي گويد
منبع : گلواژه هاي پايداري/ اشعار برگزيده ي اولين و دومين جشنواره شعر پايداري استان آذربايجان شرقي/ به كوشش محمد رنجبر باهر