آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۸۱۷۲
۰۸:۲۶

۱۳۸۹/۰۷/۰۷

حكايت سرخ




زمين حكايت سرخي لبابل از خون ست
زمان، گناه بزرگي به نام صهيون ست

هزارمزرعه گيسو، كشانده شد بر خاك
اگر چه عشق در اينجا خلاق قانون است

كسي كه زندگي اش را يه سخره مي گيرد
تمام هستي خود را به مرگ، مديون ست

وزخم هاي دهان باز كرده ي قلبت
شبيه پنجره اي باز، روبه زيتون ست

زني كه آن طرف شهر مرده ليلي بود
همين كه زير لگد مرده است مجنون است

دو چشم قرمز بر در نشسته ات مادر!
حلول خاكي امواج شور هامون ست

خطوط ممتد پيشاني ات ، نشاني از
خرابه هاي فراوان سنگ و باوتن ست

انار له شده اي روي خاك، جان مي داد
زمين حكايت سرخي لبالب از خون ست



خاك ترك خورده ي فلسطين

نه هندي ام، نه اقوام كهنه ي چين
چقدر ساده، هنوز آدم نخستينم

سپاه ابرهه جنگيد با فلاخن ها م
منم كه دفتر خاطرات ديرينم

به سقف خانه ي متروكه ام هواپيماست
كنار بمبم و هم آشيانه با مينم

هزار پاره ي آجر بخ زير سر دارم
ودست گرم كسي نيست زير بالينم

هنوز فرصت عاشق شدن فراهم نيست
و حجله اي كه كنار عروس بنشينم

درون لوله ي تانكي گرفته ام مأوا
كبوتري شده ام خواب صلح مي بينم

تنم چه سوژه نابي براي عكاسي ست
منم كه خاك ترك خورده ي فلسطينم


منبع : مجموعه ي شعر شماره اي كه از پلاك افتاد، به اهتمام دبير خانه ي شعر دفاع مقدس استان لرستان

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه