شهود شهيد

من چيز ديگري هستم
شهيدم
كه در ارجاع بيروني زخم
به تكثر رسيده است
در خيمه نمي گنجم
چيز ديگري است
كه مي تازد
خيمه است
كه مي تازد
من حلقه است
كه مي چرخد
من رقص است
كه در تو شروع است
تمام ضميرها منفصل است
من متصلم
او بالاست
نيزه كوتاه تر از رسيدن است
كه سردربياورم
من رقاصه ام در تو
من كه دراز كشيد
يكي بايد نت پايكوبي بزند
نت لگد كوبي بزند
من دچار حلقه ام
همه جاي حلقه شروعست
من همه جاي توام
نگو بايست
بايد برسم
سرآورده ام
منبع : مجموعه ي شعر شماره اي كه از پلاك افتاد، به اهتمام دبير خانه ي شعر دفاع مقدس استان لرستان