آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۷۰۴۵
۰۵:۵۵

۱۳۸۹/۰۶/۳۰

دفتر نقاشي

نویسنده :
نورمحمد ناصري



به روي دفتر نقاشي كشيد پرچم و سنگر را
و آن طرف تر از آن سنگر، كشيد نقش كبوتر را
مداد رنگي سبزش را زجعبه ، ساده برون آورد
كشيد يك بدن بي سر، كسي شبيه برادر را
مداد رنگي قرمز را گرفتو در تب يك احساس
و ذيخت طرح عجيبي از شكوه آن تن بي سر را
كشيد يك رگ گردن را، كه خون از آن فوران مي زد
ورق زد همه خوني كرد تمام صفحه ي ديگر را
و خواست طرحي از آ سر را كشيد كه ماند و درنگي كرد
شنيد از دل آن صفحه، صداي شيون مادر را
چقدر ساده رقم مي زد، به روي دفتر نقاشي
سكوت كوچه و عكس او و بهت و گريه ي خواهر را
بدون آنكه بخواهد باز ورق زد و زد و يك باره
به صفحه هاي سفيد آن كشيد لاله ي پر پر را
و طرح رود بزرگي با مداد رنگي آبي زد
و لاله، لاله ي خونيني كه به روي آب شناور را
كه رنگ هاي خداگونه، يكي يكي همه در هم شد
به دست گريه سپرد آخر، تما صفحه ي دفتر را

منبع:كتاب"اشك انار"/مجموعه اشعار برگزيده آذر 1388 جشنواره شعر و مقاومت وحماسه استان مازندران/به كوشش ذبيح الله ذبيحي/اداره كل حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس استان مازندران

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه