اي خون

اي خون ميان رگ رگ تن پس چه مي كني
اي لاله گون!بدون چمن پس چه مي كني؟!
جاري نمي شوي كه بگويم:«صد آفرين»!
هموراه سرخ! در تن من پس چه مي كني؟!
درسي بگير! باغ شهادت برابرت
جا مانده از شهيد وطن،پس چه مي كني؟!
باري سوال كن كه هزاران كجا شدند
باغ ام شده غرق زغن پس چه مي كني؟!
اي خون برون بزن ز رگم كربلا بساز
دور از بلوغ عشق و كفن، پس چه مي كني؟!
تا كي درون پيله ي زندان، اسير تن؟!
پروانه شو! به بند بدن، پس چه مي كني؟!
منبع:كتاب"اشك انار"/مجموعه اشعار برگزيده آذر 1388 جشنواره شعر و مقاومت وحماسه استان مازندران/به كوشش ذبيح الله ذبيحي/اداره كل حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس استان مازندران