جنون سرخ

پاييز پا به دهكده ي سبز ما گذاشت
زخمي بر ارتفاع سپيدارها گذاشت
در گير و دار سيطره ي بي دريغ باد
شب،در حياط كوچكمان رد پا گذاشت
وقتي پدر تمام خودش را ركوع كرد
رفت و كنار طاقچه، يك نامه جا گذاشت
جنگ ميان قرن، تمدن و سرنوشت
در يك جنون سرخ، تو را مبتلا گذاشت
مادر، به احترام تو هفتاد و چند روز
بعد ازتو، نام دهكده را كربلا گذاشت
در آلبوم كنار عكس من و خواهرم
تسبيح و يك پلاك به جاي شما گذاشت
شايد درست نيست بگويم: به دست باد
هي گيسوان برفي خود را رها گذاشت
بعد از هزار سال ولي مانده ام شگفت
مادر كليد كودكي ام را كجا گذاشت؟
منبع: كتاب اشك انار/ مجموعه اشعار برگزيده آذر 1388 جشنواره شعر مقاومت و حماسه استان مازندران/به كوشش ذبيح الله ذبيحي/ اداره كل حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس استان مازندران