يك شاخه ي مريم

بي نيازي تو از اين ها كه مجسم باشي
يا كه انگشت نماي همه عالم باشي
بي كران بودي و بي مرز نمي شد يك عمر
مثل يك كودك خوشبخت منظم باشي
برسي تا لب يك رود پر از موسيقي
مثل گلبرگ ولي تشنه ي شبنم باشي
چه خيالي ست اگر پيرهني خاكي يا
استخواني متلاشي شده از هم باشي
چه خياليست بيا! جبهه همين نزديكي ست
جنگ سختي ست اميد است كه محكم باشي
پركن از خون جگر قمقمه ات را اين بار
تا كه فرمانده اين خط مقدم باشي
مادرت چشم به در دوخته تا برگردي
باش! حتي شده يك شاخه ي مريم باشي
اين چه رسمي ست كه ما سخت ترك برداريم
و تو لبريز تر از چشمه ي زمزم باشي
مرغ زيباي بهشتي ست دلت مي دانم
ما غريبين بيا سعي كن آدم باشي!
منبع: كتاب هزاره ي اول قبل از پرواز / عبدالحسين انصاري/ انتشارات هزاره ققنوس