آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۵۵۳۶
۰۶:۲۹

۱۳۸۹/۰۶/۱۴

سقاي شهيد




محمد اهل دعا و نيايش بود و روحش را با توسل به ائمه اطهار صفا مي داد. چنان در عبادت غرق مي شود كه گويي دنياي ديگري را سير مي كند. شوخ طبع و بذله گو بود اما اهل گزافه گويي نبود و بر اين باور بود كه بايد بيشتر بيانديشد، بشنود و كمتر سخن بگويد. كمتر عصباني مي شد و هميشه با صبر و حوصله مشكلات را حل مي كرد. اهل ريا و تظاهر نبود و در كارهايش رضايت حق تعالي را در نظر داشت. امر به معروف و نهي از منكر مي كرد و حاضر بود در اين راه جانش را فدا كند. زمانيكه اولين بار براي رفتن به جبهه ثبت نام كرده بود اعتراض كردم و مانع از رفتن او شدم. به او گفتم: «شما كم سن و ساليد نمي توانيد دفاع كنيد. صبر كنيد بزرگتر شويد.» در حاليكه اشك در چشمانش حلقه زده بود در جوابم گفت: «اگر نتوانم در جبهه بجنگم حداقل به ديگران آب مي رسانم. اگر هم باز ديدم دست و پاگير هستم مي روم و در جلوي دشمن قرار مي گيرم تا مانع از تجاوزشان بشوم.» پسرم دوست داشت سقا بشود و شهيد شود. اما تخريب چي شد و با خون خود اسلام را آبياري كرد.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه