آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۵۵۲۸
۰۶:۱۳

۱۳۸۹/۰۶/۱۴

اعجاز زيارت عاشورا




عيد سال 1374 هر روز صبح تا شب با نام خدا به دنبال پيكر شهيدي مي گشتيم اما تلاش ما بي فايده بود، تا اينكه كارواني از تهران به ميهماني ما آمد. چند جانباز فداكار در اين گروه حضور داشتند، صبح روز بعد حاج محمودوند از ميان مهمانان برخاست و با صوت زيبايش زيارت عاشورا را قرائت كرد، صدائي حزين كه مي گفت:« بابي انت و امي...» زيارت عاشورا كه به پايان رسيد، حاجي دو ركعت نماز خواند، و شاد و خندان از مقر خارج شد. با تعجب پرسيدم، كجا با اين عجله؟ او در حاليكه مي خنديد، پاسخ داد:«استارت كار خورد، ديگر تمام شد، رفتم كه شهيد پيدا كنم». نزديك ظهر با صداي بوق ماشين از سوله ها بيرون آمديم، باورمان نمي شد، علي پيكر شهيدي را همراه داشت، با اين كار بيشتر به اعجاز زيارت عاشورا ايمان آورديم.

راوي:حميد داوودآبادي

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه