آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۵۵۱۱
۰۶:۰۴

۱۳۸۹/۰۶/۱۴

راه عشق




سالگرد ارتحال امام (ره) نزديك بود, كاروان عاشقان خميني كبير (ره) از تبريز به راه افتادند تا به زيارت مقتدايشان بروند. ابراهيم جوان ترين عضو اين عاشقان بود كه به عنوان آخرين نفر به آنان پيوست. كفشهايش را درآورد و با پاي برهنه قدم در راه نهاد. بچه هاي ديگر به او نگاه كردند. آسفالت جاده بسيار داغ بود. صدايي در فضا پيچيد: «احمد پوري فعالي اين كار را نكن پاهايت مي سوزد.» اما او مي خواست سوزش پاي رقيه (ع) را در كربلا احساس كند. براي همين در تمام طول راه سعي داشت از اعضاي كاروان دورتر حركت كند تا فرمانده او را با پاي برهنه نبيند. قرآنش را به دست گرفت و زير لب زمزمه كرد. ابراهيم تا پايان راه توانست يك جزء قرآن كريم را حفظ نمايد. زمانيكه به بارگاه روح الله الخميني (ره) رسيديم, پاهاي او غرق خون و تاول بود و او متواضعانه به حرم مولايش داخل شد در حاليكه در تمام مسير از خوردن آب امتناع نموده بود تا بداند در كربلا بر جد بزرگوار صاحب الزمان (عج) چه گذشته است.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه