آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۴۵۱۸
۰۰:۰۰

۱۳۸۹/۰۶/۰۴

از آمريكا تا طلائيه

نويد شاهد/ وقتي به آمريكا رفتم، كمي ناراحت بودم، ايراني زياد بود. ولي آدم هايي كه قابليت دوستي داشته باشند كم بودند، البته خداوند هيچ گاه نعمت هايش را از من دريغ نداشته است. شكر خدا با چند انسان با ايمان و درس خوان آشنا شده ام. از ساعت 7:30 الي 13 كلاس درس دارم، بعدازظهرها را هم درس مي خوانم. البته هفته اي سه شب نيز در جايي مشغول به كار هستم. تمام برنامه تفريح ما دو چيز است. اول مطالعه، دوم رفتن به مسجد در شب هاي جمعه برنامه آن نماز جماعت و دو ساعت تفسير قرآن و گاهي هم سخنراني كه بسيار مفيد و قابل استفاده است.




به گزارش خبرنگار نويد شاهد در سال 1336 در بخش آرادان شهرستان گرمسار كودكي از سلاله پاك نبي اكرم (ص) پا به عرصه هستي نهاد. پدرش مردي كشاورز و زحمتكش بود كه شش سال بعد مجبور شد به شهر گرگان مهاجرت نمايد. كاظم از همان دوران كودكي همدوش پدر به كار و فعاليت پرداخت. در اوج جواني كتابخانه كوچكي به نام حر را تأسيس كرد و بسياري از كتب مذهبي ممنوع را جهت استفاده علاقمندان در آن قرار داد اما متأسفانه ساواك خيلي زود او را دستگير نمود. سيد كاظم پس از اخذ مدرك ديپلم و گرفتن معافيت سربازي به تهران مهاجرت نمود و به آموختن نقشه كشي ساختمان روي آورد. زمانيكه در سازمان تربيت بدني استخدام شد، بار ديگر در فعاليت هاي سياسي شركت نموده و توسط ساواك بازداشت شد. سيد در سال 1355 در آزمون سراسري دانشگاه پذيرفته شد اما به علت داشتن پرونده سياسي دولت از تحصيل او در ايران ممانعت به عمل آورد چندي بعد او به آمريكا مهاجرت كرد و در رشته مهندسي مكانيك ادامه تحصيل داد. او در اين كشور ابتدا در سمت معاون انجمن اسلامي ايالت و مدتي بعد در سمت مسئول انجمن به افشاگري ماهيت رژيم منحوس پهلوي پرداخت و دو مرتبه توسط مأموران آمريكايي دستگير شد. در سال 1358 كاظمي به ايران بازگشت و پس از طي دوره آموزش عالي به عضويت نهاد مقدس سپاه درآمد وي در همين زمان به جبهه هاي غرب رفت او در اين ماموريت ضمن تجربه رزمي اطلاعات بسياري درمورد مبارزه با ضد انقلاب به دست آورد. وي بار ديگر در يكي از رشته هاي علوم انساني پذيرفته شد و تلاش خود را مصروف مبارزه با استكبار جهاني در دانشگاه نمود. سپس به همراه برادران سپاه واحد اطلاعات را با تشكيلات منسجمي بنيان نهاد و ضرباتي محكم بر ستون حزب توده زد. كاظمي در اين زمان مسئوليت معاونت سياسي - امنيتي استاندار سيستان و بلوچستان را بر عهده گرفت و عازم جبهه هاي نبرد شد، وي چندي بعد به فرماندهي اطلاعات و عضويت در شوراي عالي فرماندهي سپاه منصوب گشت. سرانجام در سحرگاه دوم شهريورماه سال 1364 همزمان با سالروز شهادت امام محمدباقر (ع) در منطقه طلائيه(مجنون) قايق سيد مورد اصابت گلوله توپ قرار گرفت، چند ثانيه بعد پيكر بي جان او در ميان نيزارهاي هور وصالي سرخ را به تصوير كشيد. بر اثر اصابت تركش گلوله توپ در سن 28 سالگي به شهادت رسيد. و پيكر پاكش بر روي آب به سجده افتاد.

اوقات فراغت
....«وقتي به آمريكا رفتم، كمي ناراحت بودم، ايراني زياد بود. ولي آدم هايي كه قابليت دوستي داشته باشند كم بودند، البته خداوند هيچ گاه نعمت هايش را از من دريغ نداشته است. شكر خدا با چند انسان با ايمان و درس خوان آشنا شده ام. از ساعت 7:30 الي 13 كلاس درس دارم، بعدازظهرها را هم درس مي خوانم. البته هفته اي سه شب نيز در جايي مشغول به كار هستم. تمام برنامه تفريح ما دو چيز است. اول مطالعه، دوم رفتن به مسجد در شب هاي جمعه برنامه آن نماز جماعت و دو ساعت تفسير قرآن و گاهي هم سخنراني كه بسيار مفيد و قابل استفاده است.

شهادت
روز دوم شهريور بود، هنوز ستاره ها در آسمان مي درخشيدند. آن شب ماه غربت عجيبي داشت. ماه مثل قلب انسان در آب هاي هور مي تپيد. سيد براي بازديد از خطوط مقدم در منطقه طلائيه سوار قايق شد. قايق آرام از ميان نيزارها گذشت. نيروها ساكت در قايق بودند. هرچند دقيقه يكبار صداي انفجاري آرامش هور را بر هم مي زد. كاظمي به مجنون رسيد، وعد گاه عاشقان و ميعادگاه دلشدگان، مجنون دياري كه هرلحظه اش عيد قربان است. ناگهان تركش گلوله توپي بر سرش اصابت كرد. حاجي برخاست دست ها را به آسمان گرفت و زير لب زمزمه نمود. الهي ... رزمنده ها مات و مبهوت به او نگاه مي كردند. سيد با زانو نشست و پيشاني اش را بر كف قايق گذاشت، خون سرخ صورت و گردن كاظمي را پوشاند. او با محاسني خضاب شده به خون به ديدار حق شتافت. قايق آرام و بي صدا پيكر خسته او را با خود برد، نيزارها نيز دست به آسمان بلند كردند، تا غربت دل كاظم را به گوش ما برسانند.

دست نوشته شهيد
به نام خداي رحمان و رحيم خداي واحد، خداي عادل و قادر و قهار. به نام خداي هدايتگر مجاهدان، به نام خداي پاكان و شهيدان. سلام بر مردان و زنان قهرمان امت ما كه در عصر بيداد و ستم در عصر تباهي و ظلمت ، در عصر فرمانروايي طاغوتيان، سلام بر همه شما كه با گشودن برگي ديگر از دفتر تاريخ پر از خون و شهادت تشيع علوي آتش گرمي در شبستان سرد و منجمد جامعه استعمار زده ما برافروخته و با لرزاندن پا به ظلم و قساوت نفس هاي دشمن را در سينه سياه آكنده از خشم و نفرتش تنگ گردانيديد. من افتخار مي كنم كه فرزند اين آب و خاك هستم و كاش در آنجا بودم تا در اين افتخارات سهيم و شريك باشم اما در هرصورت بر دوش ما هم وظيفه اي نهاده شده و آن رساندن پيام رفتگان است و تا جايي كه بتوانيم از اين مهم كوتاهي نخواهيم كرد. ترس و نااميدي به خود راه ندهيد كه خداوند با شماست و حتماً پيروز خواهيد شد به تغييرات روبنايي و امتيازات ظاهري اكتفا نكرده و هدف خود را تغييرات زيربنايي قرار داده در اين راه استقامت و مقاومت به خرج دهيد و معني صبر حقيقي را نشان دهيد، با حوصله و صبر و بردباري مي بايست اطلاعات اسلامي مخصوصاً كارهاي قرآني را بيشتر كرده و با مطالعه بر روي آنها دردهاي فعلي جامعه و نقصان ها را بپوشانيد. انشا ءالله كه خداوند ياور و پشتيبانتان باشد و مطمئن باشيد كه به ياري شما خواهد آمد.

1- اين نامه را شهيد سيد كاظم كاظمي از محل تحصيل خود در آمريكا براي خانواده اش ارسال كرده بود. اين نامه چند ماه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي نوشته شده بود.

نامه شهيد به خانواده اش

عيد ما روزي است كه از ظلم خبري نباشد و امسال ما هر روز عيد قربان است هر روز مردمان را به رگبار مي بندند و آنقدر از اين خون ها خواهيم داد تا دريائي از خون بسازيم، تا ظالمان را در آن غرق و نابود بگردانيم، نابودتر باد... و اما از نامه ات، نوشته بودي كه دنيا كثيف و بد است برادر جان! دنيا بهترين مكان براي به عظمت رسيدن روح و كامل شدن آن مي باشد، و براي آنان بهترين مكان براي برداشتن توشه آخرت است. در تمام طول تاريخ ثابت شده است كه اگر انقلابي پايه ايدئولوژي نداشته باشد، به پيروزي نخواهد رسيد؛ علما مبارزه براي رهايي و به نتيجه رسيدن انقلاب را به سه بعد تقسيم كرده اند كه اولين بعد سياسي و داشتن آگاهي و بينش سياسي و در نتيجه مبارزات سياسي و در آخر بعد نظامي و قدرت عملي و فرود آوردن ضربه نهايي، آن وقت است كه مبارزه به نتيجه خواهد رسيد و انقلاب پيروز خواهد شد. يا سوداي مجاهد بودن را در سر نپروران و يا همچون حبيب باش كه مجاهد راه حق بايد از سر و جان بگذرد، پس بايد به وسيله مطالعه به آگاهي و شناخت رسيد كه ايمان و عشق واقعي در آن قرار دارد تا خود و سپس خدا را نشناسي ايمانت قوي نمي شود.... همانطور كه در صدر اسلام مسلمان ها و ابوذرها را دارا بوديم. عباس جان حتماً به اندازه كافي فهميده و هوشيار هستي و به راهنمايي اين حقير نيازي نيست. اما يك جمله هم از ما به عنوان يادگاري داشته باش و اگر مي خواهي موفق باشي آن را سرلوحه عملت قرار بده، چون ما هوشيار و همچون كبوتران ساده باش.

وصيتنامه
وصيت من اين است كه قرآن زياد بخوانيد، دعا را فراموش نكنيد نيت هايتان را خالص كنيد. اخلاص اسلامي را ياد بگيريد و حتماً عمل كنيد. صحبتي با مسئولين، دولتيان و مجلسيان، شما را به خدا قسمتان مي دهم به خون پاك شهداي عزيزتان، به عظمت و عزت امام (ره) مبادا لحظه اي از ياد مستضعفان و محرومان غافل شويد. شما سمبل انقلاب هستيد، لحظه اي از جان فشاني در راه انقلاب اسلامي كوتاهي نكنيد. دوستان! تشكيلات اسلامي را برپا كنيد، تشكيلات تحت رهبري مستقيم روحانيت و شخص ولي فقيه. از راه فقه و حوزه بيرون نرويد. چيزي را كه فراموش كردم در مورد فرزندم است. كه از همسرم و از پدر و مادرم مي خواهم كه در تربيت او كوشا باشند. مسئولين قضايي به خون شهدا، سرور شهيدان مظلوم انقلاب دكتر بهشتي و يارانش، به خون مدني و دستغيب و ديگران خيانت نكنيد و منافقين و ملحدين تواب را آزاد نكنيد. اگر هركسي به وسليه توابين به شهادت برسد، خونش پاي مسئولين است...
پدرجان، مادرجان، برادران و خواهران عزيزم، همسر خوبم، مبادا در فراق من گريه و زاري كنيد و دشمن را شاد نمائيد. شما بايد افتخار كنيد كه خواهيد كرد. شما بايد ابوالفضل گونه، زينب وار، ياسرگونه و عمارگونه راه پرافتخار شهادت را ادامه داده و مزدوارن خارجي و داخلي را در اين راه نيست و نابود كنيد. اين وصيت نامه در ساعت 3:30 بعدازظهر بعد از بمباران مسجد جامع خرمشهر به دست مزدوارن بعثي، نوشته شد. نماز ظهر را در آنجا خواهم خواند. انشا الله
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

اطلاعات
تاريخ تولد :1336
محل تولد : سمنان/گرمسار
تاريخ شهادت :1364/6/2
مزار شهيد: تهران،بهشت زهرا (س)
تاريخ شهادت 1364

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه