يك)

پرنده
نشسته
بر ميني كه تمام كينه هايش
را
فراموش كرده است...
دو)
باهوشترين پروانه
آن پوتين پوسيده را
انتخاب كرده است.
3)
تفنگ شكسته
خسته تر از آن است
كه به كابوس هم ببيني
شليك او را
چهار)
لباسهاي خاكي پوشيده ام
اما لباسهايم خاكي نيست
به گرد پدرم نمي رسم
پنج)
نسيم
خاك را
ورق مي زند
پرچمها كنار هم خواب
رفته است
شش)
بازي نمي كند
كودك
سر برده درلوله تانك
دنبال پدر
هفت)
چلچله ها ساكتند
درعوض
چلچله ها مي خوانند
هشت)
100
مترسك صحراست
200
خيابانها را به رگبار بسته
است
نه)
بيسيم شكسته
رمز عمليات را
با خاك در ميان گذاشته
است
گلي بر مي خيزد
ده)
آرپي جي زير شني تانك
تانك زيرپاي كودكان
چه بازي شگفتي!
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط/ اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد 2/ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس