سكوت

سراب پشت سراب و سكوت، پشت سكوت
چه دست خالي بايد گذشت ازاين برهوت
چه رفته برنفس باغ هاي زيتون، آه!
پرنده ها همه حيران و ابرها، مبهوت
چه شد كه هر طرفي جاي سر وهاي روان
روان شده ست فقط كارواني از تابوت
تبر، جسارت طغيان گرفت و آتش زد
به ساقه هاي نيايش، به شاخه هاي قنوت
نسيم آمد و در دست هايش آتش بود
نسيم آمد وخورجين او، پر از باروت
كدام مزرع سبز و كدام گندم زار؟
كدام جنگل افرا كدام باغ بلوط!؟
كجاست نغمه ي داوود و دست ذوالقرنين
كه صف كشيده به پيكر لشكر جالوت
نگاه مهر و صداي برادري مرده ست
سراب پشت سراب و سكوت، پشت سكوت!!
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط/ اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد 2/ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس