گمگشته ي عشق

در فرصت خورشيد مهيا شد و رفت
آتش شد و پا گرفت و برپا شد و رفت
يك عمر، لباس جستجو مي پوشيد
گمگشته ي عشق بود، پيدا شد و رفت
آوازه ي ابر بود، آبش كردند
جانمايه ي گل بود، گلابش كردند
افتاد به خاك و سر به افلاك كشيد
درسايه ي عشق آفتابش كردند
منبع : كتاب مجنون با نام تو (گزيد ه رباعي شاعران دفاع مقدس)به كوشش:عباس محمدي