پرنده

پرنده بال گرفت و پريد و پرپر زد
و مرد قصه ي ما به خانه اش سرزد
وبام خانه براي همان كبوتر شد
كبوتري كه ندانسته بود، پرپر شد
چفيه، ساك و سربند يا حسين، هنوز
هزار ساله ي تاريخ با حسين، هنوز
نه خواب نيست، بپرسيد او چه مي بيند؟
تمام خانه ي ما را شلمچه مي بيند
تمام شهر به پشتش پناه مي گيرد
و گريه هاي مرا اشتباه مي گيرد
***
دوباره بيت مقدس شده ست خانه ي ما
و بيت بيت همين شعر درمحاصره است
خدا به داد امان هاي بي امان برسد
كه پشت سنگر اين خانه شهر دلهره است
صداي توپ و مسلسل و گريه هاي پدر
دوباره گوشه ي خانه، دوباره جان پدر
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط/ اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد 2/ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس