آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۲۷۷۲
۰۶:۳۳

۱۳۸۹/۰۵/۲۳

سهميه

نویسنده :
نجاتي، پروانه



دل خسته ام ز سهميه هايي كه هيچ كس
باور نكرد سهم مرا سر كشيده است
باور نكرد جاي تو را پر نمي كنند
باور نكرد روي تو خنجر كشيده است

***
اين امتيازهاي كذايي كه بي دريغ
طومار طعنه ي همه ي هم كلاس هاست
اي كاش بودي اي پدر، اين ها ولي نبود
سهميه سهم كينه ي حق ناشناس هاست

***
رفتي كه راه باز شود، راه باز شد
اما كنار جاده مرا هيچ كس نديد
زير غبار رفتنشان اشك هاي من
در انتظار آمدنت سيل آفريد

***
اينك منم كه هوش چشم هاي تو
دلتنگ ازنگاه طلبكار كوچه ها!
در حسرت چشيدن گرماي دست تو
مي ترسم از شكستن ديوار كوچه ها

***
تو مايه ي غرور مني گرچه نيستي
مرد حماسه، مرد بلاپوش شهر من
باورنكن كه بي تو به سامان رسيده ام
خلوت نشين قطعه ي خاموش شهر من!


منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط/ اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد 2/ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه