آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۶۲۴۷۴
۰۷:۵۴

۱۳۸۹/۰۵/۲۰

ديگر هيچ

نویسنده :
علي طلوعي



دل ماند و هواي سنگر و ديگر هيچ
يك سينه غرور پرپر و ديگر هيچ
بر صفحه ي خاطرات دردم باقي است
رقصيدن مرد بي سر و ديگر هيچ

در سينه ي رزم ما فشنگي مانده
افسانه ي غربت تفنگي مانده
مانديم به جولان غروري كه شكست
از عشق فقط هفته ي جنگي مانده

مي گفت شبي به خانه بر مي گردد
با سبزترين بهانه برمي گردد
مي گفت، ولي دلم گواهي مي داد
يك روز به روي شانه بر مي گردد

از دور كسي دوباره پر پر آمد
با حال و هواي زخم و خنجر آمد
بردار نخ و سوزن خود را مادر!
پيراهن پاره ي برادر آمد

در دفتر عاشقان سرآغاز شدي
زيبنده ي خاطرات پرواز شدي
روزي كه كنار من دو بالت مي سوخت
افسانه و اسطوره و جانباز شدي



منبع : كتاب مجنون با نام تو (گزيد ه رباعي شاعران دفاع مقدس)به كوشش:عباس محمدي

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه