بابا...

بابا تو نيامدي و من پير شدم
درخانه نشستم و زمين گير شدم
هر صبح غزل غزل تو را چشم به راه
بر شانه ي مادرانه تبخير شدم
اي دوست ببين كوچ شقايق از شهر
در حافظه ي سرخ دقايق از شهر
اي كاش كه من همسفرشان بودم
رفتند كبوتران عاشق از شهر
اي كاش دلم همسفر ياران بود
در مسلخ عشق جزء عياران بود
چون ابر دلم گرفته و مي گريم
يك عمر تمام حاصلم باران بود
***
دلم اسير سنگراي عشقه
تو خلوت كبوتراي عشقه
تركش خمپاره رو در نيارين
مدرك مستند براي عشقه
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط/ اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد 2/ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس