رفتند

رفتند به سمت سرخ، ياراني سبز
با هودج لاله تا بهاراني سبز
ما را به شكوفه زار عرفان بردند
آن روز كه مي وزيد باراني سبز
از جبهه گل پيكر ناز آورديم
بربال نسيم سرفراز آورديم
از چشمه ي چشم ها وضو بگرفتيم
درمسجد دل بر او نماز آورديم
اينان كه دليرانه ز سر مي گذرند
پر شور ز معبر خطر مي گذرند
تا طي شود اين غبار و تاريكي شب
از كوچه ي خون رنگ سحر مي گذرند
(هودج: كجاوه اي كه برآن سوار شوند)
منبع : كتاب مجنون با نام تو (گزيد ه رباعي شاعران دفاع مقدس)به كوشش:عباس محمدي