دولت عشق

تا جلوه ي ذات سرمدي پيدا شد
دلداده ي عشق ايزدي پيدا شد
اين طرفه نگر كه از دل خاك وطن
يك باغ گل محمدي پيدا شد
چون نقل حديث دلبران است هنوز
معشوق، اميركاروان است هنوز
هان! تا ننشينيم، كه از دولت عشق
خورشيد دراين خاك نهان است هنوز
به شهداي جاويداثر
ما، در دل خاك كهكشان مي جوييم
معراج رفيع عارفان مي جوييم
گنجينه ي عزت جهان مي جوييم
خمخانه ي عشق جاودان مي جوييم
ما مشعل عاشقي برافروخته ايم
در سينه ، ولاي دوست اندوخته ايم
در راه رسيدن به سرچشمه ي نور
فخر است اگر قاصدك سوخته ايم
اين خطه ي لاله خيز خوزستان است
در زير خاكش، هزار سروستان است
اين رايحه ي روح فزا داني چيست؟
عطر خوش گرم نفس مستان است
منبع : كتاب مجنون با نام تو (گزيد ه رباعي شاعران دفاع مقدس)به كوشش:عباس محمدي