غريب

و خانه آيه ي « امن يجيب» مي خواند
قناري پدر امشب، عجيب مي خواند
و مادرم كه نشسته كنار پنجره، باز
براي خواهرم از بوي سيب مي خواند
دوباره نيمه شب و سرفه هاي خشك پدر
پدر، دعاي سحر را غريب مي خواند
وآسمان كه نگاهش دوباره پر ابر است
براي غربت، او بي شكيب مي خواند
صداي پاي خدا در حياط مي پيچيد
نسيم از سفره عن غريب مي خواند
و كوچه داغ پدر را به دوش مي گيرد
و بغض در غم مردي نجيب مي خواند
پلاك و چفيه ي بابا كنارآيينه
دوباره مادرم از بوي سيب مي خواند
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط/ اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد 2/ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس