نمودار

رفت اما اثرش روي نمودار، به جا ماند
فلش سرخ عروجش پي ديدار، به جا ماند
فركانس كد رمزش، عددي بود كه درآن
عشق، با هفت رقم، رعشه ي خونبار، به جا ماند
طول و عرض و سر وسينه كه به خون رايحه بستند
به موازات دلش رعشه ي رگبار، به جا ماند
فرصت از تابش خورشيد گرفت و پي رويش
تا هميشه اثرش بر تن گلزار، به جا ماند
سر به رأس حرم عشق سپردند و شنيدند
برخط الرأس افق، ناله ي نيزار به جا ماند
ضلع اين خاك پر از زمزمه ي تابش نور است
دز زاوياي زمين، زخمه ي پيكار، به جا ماند
پي اثبات حقيقت، كه پر از اصل مجاب است
هشت مجموعه به نام نفس يار، به جا ماند
محور سرخ عبارات اجابت، به تو طي شد
حال از آن نشو و نما، پاسخ ايثار ، به جا ماند
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط/ اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد 2/ بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس