جانباز

به جانبازان شيميايي
اي جلوه ي نخل هاي مجروح جنوب
عيساي به تار و پود بستر مصلوب
شمعي و نفس نفس، به پايان نزديك
خورشيدي و ذره ذره در حال غروب
به جانبازان شيميايي
زجري كه تو مي كشي برادر، كم نيست
تا روز شهادتت، نجات از غم نيست
از چشم تو، قطره قطره غربت ريزد
مظلوم تر از تو هست در عالم؟ نيست
منبع : كتاب مجنون با نام تو (گزيد ه رباعي شاعران دفاع مقدس)به كوشش:عباس محمدي