آهنگ سفر

برخيز كه آهنگ سفربايد كرد
چون موج، ز بحر خون گذر بايد كرد
بر درگه دوست نقد جان بايد ريخت
در مسلخ عشق ترك سر بايد كرد
درحجله ي عشق بي كفن بايد رفت
دل سوخته، پاره پاره تن بايد رفت
از جان بگذر، كه در سراپرده ي دوست
فارغ ز سر و دست و بدن بايد رفت
معشوق وصال جاودانت ندهد
ره جانب خويش، رايگانت ندهد
بگذر ز حديث وصل كاين پرده نشين
تا جان ندهي ز خود نشانت ندهد
منبع : كتاب مجنون با نام تو (گزيد ه رباعي شاعران دفاع مقدس)به كوشش:عباس محمدي