قاف عشق

گفتم اگر كه تاب شنيدن بياوري
از قاف عشق پر زده سيمرغ ديگري
بي گاه شد تنفس صبحي كه داشتيم
قوم غزل نشسته به داغ كبوتري
گل ها به گرد معرفتت چرخ مي زنند
از هرچه آفتاب بگويند، بهتري
لختي نگاه كن به ورق هاي دفترت
تا ناگهان از آينه سر در بياوري
با لاله ها به سوگ نشستي و هشت سال
از عاشقي سرودي و رسم دلاوري
سيد عروج كرد و به سلمان سلام گفت
تو فكراين كه باز چگونه به سر بري
ما را كه لايق تو نبوديم، نيستيم
برجا گذاشتي به هواي كبوتري
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط/ اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/جلد 2/ بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس