عطر ياس

پُر بود
از ازدحام درد
و سينه ي داغش
رنج سردشت را دارد
لحظه ي شيميايي شدن
وقتي نفس رفت و ديگر بالا نيامد
و بوي سير تند
و ريه هاي چركينش
كه هميشه شب بوي ياس مي گيرد
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط / اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد2 / انتشارات بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس