كدامين سفر

گلدان دروغ مصلحتي بود روي ميز
پروانه نشسته در قاب عكس نيز
احساس مي كنم كه گلي روي سينه ام
آغاز مي شود به شكستن- به ريز ريز...
اي پنجره ببند دهان گذشته را!
اينقدر روي زخم دلم قاصدك مريز
اين كوچه بعدها، به دري ختم مي شود
با دو، لت شكسته چوبي، دو چشم هيز
دومه، مه غليظ، دو باران دوچرخه، باز
با هم به عمد روي زمين مي خوريم ليز
اينجا قرارگاه، به گوشم پرنده جان!!
خورشيد مانده فكر كنم پشت خاكريز
« ياصاحب الزمان»! همه غنچه ها به صف
حركت به سمت آبي پرواز سينه خيز
دارم نگاه مي كنم از پشت سالها
داري تو مي روي به كدامين سفر عزيز
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط / اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد2 / انتشارات بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس