سرفه

صداي خس خس سرفه، دوباره آه... پدر...
چقدر درد، عذاب و شكنجه، ها...!؟ ديگر...؟
شروع مي شود اين قصه هاي بي پايان
صداي خس خس و گويا كه باز حال پدر-
شبيه روز گذشته دوباره بد شده است
نه بد! كه بدتر و بدتر كه اينچنان مادر-
به گريه افتاده است و نه! ضجه مي زند او
شكستني شده است اين دقايق آخر
صداي جيغ... و آژير آمبولانس و بعد-
شبيه پتك كه كوبيده مي شود بر سر
سر تأسف دكتر هنوز يادم هست
كنار پيكر بي جانش آه... آنسوتر
سر مزار شهيدان دوباره جمعه شب است
چفيه، عكس و پلاكي و يك گل پرپر
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط / اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد2 / انتشارات بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس