رباعي زخم

بردوش سحر ستاره اي آوردند
پيراهن پاره پاره اي آوردند
ياران من از هيمنه ي زخمي شعر
تركيب پر استعاره اي آوردند
***
من معني نور ناب را حس كردم
دلتنگي اضطراب را حس كردم
چون صاعقه بر خرمن آشفته ي دل
كيفيت التهاب را حس كردم
***
گلواژه اي از بهار بودي اي مرد!
آن دم كه تو بي قرار بودي اي مرد!
درچنبره ي آتشي از خون و عطش
آيينه ي روزگار بودي اي مرد!
***
ديريست كه قصد نوبهاران دارم
برگردن خود دين فراوان دارم
با يك دل زخمي و طنابي بردار
من نيزهواي سربداران دار
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت/ آوازهاي سرخ بلوط / اشعار منتخب شانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس/ جلد2 / انتشارات بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس