آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۵۹۷۴۹
۰۵:۲۴

۱۳۸۹/۰۴/۲۹

قنديل دعا

نویسنده :
شاعر : عبدالجبار كاكايي



اين دل امشب آتشي انگيخته ست
شوق را با سركشي آميخته ست
چشم بيدار من امشب ريخته ست
سوگوار اشكهاي ريخته ست
آسمان بوي اجبات مي دهد
بس كه قنديل دعا آيخته ست
«بازهم دست نوازش دير كرد
گريه ما را سخت غافلگير كرد»

اي بخواب نرم ساحل ساخته
بادبان بازگشت افراخته
در شتاب آهنگ موج و باد و بحر
لنگر ترديد را انداخته
در حصار رشتۀ شمشيرها
زهرۀ مردانگي را باخته
«سر برآور زخم تيغ ما ببين
رشتۀ آه و دريغ ما ببين»

اين ولايت شهرۀ افسانه هاست
خاك گمنام قلندر خانه هاست
پارۀ پيراهن خونين او
بيرق آباد تمام شانه هاست
در هجوم منجنيق دردها
بهترين آبادي ويرانه هاست
«حيف! دستان شما آسوده شد
با غلاف تيغها آلوده شد»

زنده مي داريم آن آشوب را
موجهاي سخت ساحل كوب را
بيرق انديشۀ خود مي كنيم
ما وصيتنامۀ آن خوب را
تارها سازيم از چنگال كفر
آرزو آباد آن محبوب را
«كربلا بغض گلوي ما شده
خون ما آب وضوي ما شده»


منبع : كتاب مريد نگاه (مجموعه شعر شاعران استان ايلام) به كوشش : علي اديب

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه