آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۵۹۷۳۴
۰۴:۲۴

۱۳۸۹/۰۴/۲۹

داغ جماران

نویسنده :
عليرضا صابري



مه من شب شد و پيدا نشدي
امشب آيينه فردا نشدي
باغ از هجر نگاهت تب كرد
آسمان رنگ جهان را شب كرد
از دل غم زده خون مي بارد
امشب از ميكده خون مي بارد
مرغ شب سينه به دريا زده است
آسمان خيمه به فردا زده است
آه اي بخت سياهم درياب
خسته ام خسته ي راهم درياب
رنگ پاييز گرفته است دلم
خوف چنگيز گرفته است دلم
فتنه اينجاست بيا برگرديم
كفر بر پاست بيا برگرديم
آسمان رنگ غروب است اينجا
همه جا دشنه و چوب است اينجا
نور از كلبه ما كوچيده است
چشمها شاخۀ باران ديده است
آه اي سرخي گلگون بنويس
باز از حادثه و خون بنويس
بنويس از غم آيينه و گل
بنويس از سپر سينه و گل
بنويس عشق دگرگون شده است
چهره آيينه گلگون شده است
بنويس از غم هجران بنويس
باز از داغ جماران بنويس


منبع : كتاب مريد نگاه (مجموعه شعر شاعران استان ايلام) به كوشش: علي اديب

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه