به بت شكن هميشۀ تاريخ

كاش با بوي تو آغشته شود
اشك هاي شب تنهايي من
بشكني بار دگر با تبرت
بت بي جان جنون زايي من
كاش در معركۀ داغ عطش
باز دستان تو غوغا بكند
كاش لبهاي عطش خيز مرا
مشك چشمان تو دريا بكند
كاش باشي و دل كوچۀ ما
شب پر از رد عبور تو شود
كاش شبهاي غريب دل ما
فرصت سبز حضور تو شود
نام تو زمزمۀ جاري عشق
بركوير عطش خاطره هاست
فرصت رويش يك حس بزرگ
رو به روي پنجره هاست
كاش ياد تو بماند به دلم
باز طوفان تو غوغا بكند
كاش اين روح عطشناك مرا
خيس از بارش دريا بكند
منبع : كتاب مريد نگاه ( مجموعه شعر شاعران استان ايلام ) به كوشش : علي اديب