برگ آخر

تنها تكرار بي خستگي
ميان شكوفه هاي باران
شكفت
مي دانستم
برگ آخر
عروسي خورشيد است
بيا،
اي آمده از دره هاي دور
ميان فاصله دستها
پلي از زنبق ها بر درۀ خوابهايمان
بسته شد
نگفتيم :
خواب ستاره تعبير مي شود
تا تو از خواب بر آيي
من،
زير صراحت آفتاب
صيقل خواهم خورد
آسمان
پر از گشايش است امروز
منبع : كتاب مريد نگاه ( مجموعه شعر شاعران استان ايلام) به كوشش : علي ادييب