در پناه تو

زمين- اين دايۀ پير
و اينك اي سترگ
از دير باز شكفتن تو را
در آغوش خويش
به آرزو نشسته بود
زمان
اين راهوار ديرين
آهسته و نرم پوي
از ساليان دوردور دور
نام تو را
و آيه آيه ظهورت را
در گذار طولاني خويش
بر جماعت دلخستگان
عرضه داشت
و خورشيد
آينه دار راهت بود
تا چشمانت را
به جاودانگي پيوند دهد
آينه ها لبخند تو را مشق مي كنند
و آبها زلالي تو را ترنم مي كنند
و هنوز هم
هنوز هم
عشق،
در پناه تو مي آسايد.
منبع : كتاب مريد نگاه ( مجموعه شعر شاعران استان ايلام) به كوشش : علي اديب