آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۵۱۲۲۹
۰۵:۳۲

۱۳۸۹/۰۲/۰۶

كبوتر

نویسنده :
زهرا خداشناس



از ابتداي قرارش بهانه را برداشت
كسي كه در چمدانش لباسي از پر داشت

عبور ساده ي ابري هوايي اش كرد و
نشست بر سر بامي كه خانه از بر، داشت

چقدر مردم شهرش همه گرفتارند
عجيب جنس زمينش براده ي شر داشت

كنار پنجره اي كه به كوچه جاري بود
كشيد پنجه به تاري كه سيم آخر داشت

تمام حس نشستن به باورش خط خورد
و روي شاخه درختي كه سايه بهتر داشت

بريد قلب خودش را شبيه يك لاله
فقط براي خدايش نهاني يك در داشت

شمرد دانه ي تسبيح و لابه لا گل گفت
چه فكرهاي قشنگي پرنده در سر داشت

نگاه آينه ها را به خود تعارف كرد
و حال خلوت لانه پَر كبوتر داشت

منبع: كتاب اين شرح بي نهايت

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه