آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۵۱۱۹۴
۰۵:۰۸

۱۳۸۹/۰۲/۰۶

بازگشت




اگرچه بسته و خونين خسته پر گشتند
پرندگان مهاجر به خانه برگشتند

ولي دوباره نشستند و بال بال زدند
همين كه از غم اين باغ با خبر گشتند

چه رفته است براين باغ از هجوم خزان
از آن شبي كه سحر عازم سفر گشتند

چه كاج ها كه خزان زرد زردشان ديدست
چه سروها كه دل آزرده ي تبر گشتند

چه لاله ها كه دراين باغ تشنه خشكيدند
چه چشم ها كه به راه بهارتر گشتند

چه بغض ها كه از اين غصه درگلو ماندند
چه اشك ها كه دراين قصه پرده را گشتند

چه مادران جوني كه خون دل خوردند
چه كودكان عزيزي كه بي پدر گشتند

ولي هرآنچه تبر بيشتر فرود آمد
درخت هاي جوان باغ را سپر گشتند


ستاره ها كه به هم دست دوستي دادند
براي آن شب بي انتها سحر گشتند

زمان گذشت بهار از پي بهار آمد
درخت هاي جوان سبز بارور گشتند

زمان گذشت و پدرها نيامدند از جنگ
زمان گذشت و پسرها همه پدر گشتند

خبر رسيد به پيام آور ظفر گشتند
كبوتران كه پيام آور ظفر گشتند

اگرچه خسته و خونين و بسته پر هستند
هزار شكر به اين آب و خاك برگشتند

منبع: كتاب اين شرح بي نهايت

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه