... چكمه ها

شبيه مي شود به او برادرش
چقدر بوسه مي زند به سنگرش
عجيب بوي ياس را به خود گرفت
خطوط سرخ برگ هاي دفترش
هنوز حسرت پلاك مي كشد
نگاه مهربان و خيس مادرش
قفس شكست و ناگهان پرنده شد
و روح او نشست در كبوترش
ستاره خيره مي شودبه آسمان
به فكر مي رود دوباره خواهرش
پلاك و چكمه ها و سال او رسيد
ولي كجاي خاك جسم بي سرش...؟
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت