زخم هاي يادگاري

بجا مانده صدايت، يادگاري
نسيم رد پايت، يادگاري
گرفتم عكسي از لبخند چشمت
كنار زخم هايت، يادگاري
***
سنگر ز صداي « ربنا» سر سبز است
چون وادي سرخ نينوا سر سبز است
اين باغ كه آب خورده از چشمه ي اشك
درسايه ي اخلاص شما سر سبز است
***
از سينه ي گل درد و الم بردارم
يعني كه به شوقتان، قلم بردارم
سودي نبردم ز عشق و ايمان، هرگز
بي ياد شما، اگر قدم بردارم
***
اي كاش كه مهمان شما مي گشتم
آيينه ي چشمان شما مي گشتم
اي كاش كه دركوچه ي دلتنگي ها
همسايه ي ايمان شما مي گشتم
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت