مزار درد

داري چه زود مي روي اي كوله بار درد
بي تو دوچشم مانده به راهت سوار درد
يك شاخ گل كه مانده به جايت به روي ميز
يك باغ گل كه مانده به يادت بهار درد
گفتي كه دوست داري ام اما، به جاي تو
يك قاب عكس مانده، پلاك از ديار درد
بي تو هزار كوله ي مشكل به دوش من
سرشانه هاي زخمي رهسپار درد
حالا كنار قاب تو من، ايستاده ام
رفتي چه زود، مانده كنارم، مزار درد
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت