دوش خاك

سرم به روي دوش خاك، پاي من كجاست؟
كدام سو تويي رفيق؟ جاي من كجاست؟
شهيد رفته تا افق به بال عاشقي
پس از تو تكيه گاه دست هاي من كجاست؟
ميان سنگرت نشسته ام، چه كوچكم!
تو انتهاي عشق، ابتداي من كجاست،
زمين ز انفجار خشم، ناله مي كند
خداي من! رفيق با وفاي من كجاست،
كجاست آن كه مژده داد: مي رسم به عشق؟
كجاست؟ سبز پوش آشناي من كجاست؟
منبع: كتاب اين شرح بي نهايت