آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۵۰۵۹۰
۰۶:۰۲

۱۳۸۹/۰۱/۳۱

شعر و شورش

نویسنده :
نرگس سيد موسوي



ملك صبا و بوسه هايم را درنامه اي سمت سليمانت
همراه شعر و شورش دلها، آورده ام دستم به دامانت

بعد از سلام و عرض دلتنگي بايد بگويم: سخت غمگينم
تصميم دارم گريه بنويسم، شعري بگويم: از خراسانت

حالا كه گنجشك بدي هستم، طوفان مرا با خويش خواهد برد
ديوانه تر ازپيش مي آيم جايم بده كنج شبستانت

آوازه ات پيچيد دركارون، درشرجي شبهاي خوزستان
آقا تمام نخلهاي ما، سيراب شد از شور چشمانت

وقت عبورت از مسيري سبز، همراه شد « والتين والزيتون»
-زيتون سپرد آرامتر از پيش، امروز كشتي را به طوفانت

حالا چرا بيدارتر باشم، تكرار روياهاي گندم را
ديشب كبوترها خبر دادند، از سفره پر بركت نانت

سرشار عطر بيدمشكي شد لبريز طعمي زعفراني رنگ
امروز و فردا مي شود قطعاً، ناخوانده و يا خوانده مهمانت

منبع: كتاب اين شرح بي نهايت

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه