آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۵۰۵۴۷
۱۱:۳۹

۱۳۸۹/۰۱/۳۰

مقتل

نویسنده :
علي رضا رجبعلي زاده،



نسيم ازآن سوي مقتل بياورد خبرش را
كه روي نيزه طوفان سوار ديد سرش را

هنوزپشت به آفاق صبح داشت بيابان
كه آفتاب به خون شست چشم شعله ورش را

چراغ خيمه نمي بست پلك، اگر شب آخر
نديده بود پراكنده، جمع دور و برش را

چطور ده دله باشند كوفيان و نخواهند
به خون او بستانند كينه پدرش را؟!

نهال كينه نشاندند در غدير كه بي شك
به كربلا برسانند چيدن ثمرش را

صدا رساست ولي سنگ ها كرند كه هربار
خود حسين شنيد انعكاس بي اثرش را

كسي نديد كه- غير از كنار علقمه- كوهي
گرفته باشد ازاين سان خميده تر كمرش را

كمين گردنه و آهوي جوان من، اي مرگ!
خبرنكن گله گرگ هاي منتظرش را
به هركه تشنه تر آب از گلوي تير رساندند
خدا كند كه نبينند طفل تشنه ترش را

منبع: كتاب اين شرح بي نهايت

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه