مردي به تعداد مردم

چون با پول اين ملت رفته بود آمريكا و آموزش خلباني ديده بود، خودش را خيلي مديون اين ملت، به ويژه مستضعفين مي دانست. طوري قدردان بود كه جانش را گذاشته بود كف دست. مي گفت «اي كاش بدنم تكه تكه شود، خونم به تمام وسعت ايران پاشيده شود و من فدايي تك تك مردم ايران شوم.»
مي گفت «اصلاً نمي خواهم جسدي باقي بماند كه دفن شود. دوست دارم خونم بعد از من، پاسدار اين وطن و اين مردم باشد.»