آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۴۸۱۷۴
۰۵:۰۱

۱۳۸۹/۰۱/۱۵

حسين تنبيهم كرد




فقط يك بار تنبيهم كرد. بيست وسه سالم بود.
عراقي ها جزاير مجنون را پس گرفته بودند. وقتي حسين آمد، خبرش را به او دادم. بي اعتنا گفت «نه، چنين چيزي نيست.»
من غافل از همه جا گفتم «اخبار گفته. همه دارند مي گويند.»
وقتي ديد پافشاري مي كنم، با قاطعيت گفت «اين حرف ها را كي به تو گفته؟ اشتباهي گفته. يك بار گفتم چنين چيزي نيست.»
جواب دادم «اخبار كه اشتباهي نمي شود.»
همين جا بود كه يك سيلي خواباند زير گوشم و گفت «بس كن.»
بعد بلافاصله بغلم كرد و گريه اش گرفت. هم او گريه كرد، هم من. گفت «هيچ وقت نبايد خبر شكست را بگويي. تو زبان من هستي. هر جا حرفي بزني، مي گويند حسين خلعتبري گفته. تو بايد زبان اميد داشته باشي، نه نااميدي. بايد به مردم روحيه بدهي. در ثاني، مطمئن باش به زودي آنجا را پس مي گيريم.»
زبانش به واقع زبان اميد بود. هميشه مي گفت «ما بهترينيم. ما هيچ كمبودي نداريم.»
من هميشه از زبان دوستانش مي شنيدم كه چند تا هواپيماي ما را زده اند، چقدر كمبود هواپيما و مهمات داريم؛ اما از او هيچ وقت خبر شكست نشنيده بودم.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه