آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۴۸۰۸۸
۱۰:۳۶

۱۳۸۹/۰۱/۱۴

آسمان، او را گرفت




مادرم مي گفت «وقتي حسين را باردار بودم، يك زن اهل بصيرت گفت: فرزندت پسر است. او را آسمان از تو مي گيرد.»
مادرم مي گفت «من اعتنايي نكردم، تا اينكه فرزندم به دنيا آمد و ديدم پسر است. از همان موقع دلشورة من شروع شد. نمي دانستم منظور از آسمان چيست. گاهي اوقات به خودم مي گفتم نكند عقابي چيزي مي خواهد بچه ام را ببرد. گاهي مي گفتم شايد منظورش دريا بوده.»
مادرم تا چندين سال دلشوره داشت. تابستان ها كه فصل دريا بود، نگراني و دلشوره اش بيشتر مي شد. مدام از دريا رفتن حسين ممانعت مي كرد. تا اينكه رفته رفته دلشوره از سرش افتاد.
روزگار گذشت و حسين آسماني شد و آسمان او را از ما گرفت.

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه