ريشة حسين در جنگل

پدربزرگ حسين از ياران ميرزا كوچك خان جنگلي بود.
در كردستان زندگي مي كرد. كرد بود. وقتي خبر قيام ميرزا را شنيد، براي ياري او از كردستان آمد به گيلان و در آنجا ماندگار شد.
شور انقلابي عجيبي داشت. وقتي شنيد دايي اش به ميرزا خيانت كرده و به رضاشاه خوش خدمتي، به اتفاق چند نفر از جنگلي ها او را جلوي مجلس ترور كرد. مأموران رضاشاه پدربزرگم را دستگير كرده، دو سال زنداني كردند. او پس از آزادي، به طرز مشكوكي مسوم شد و از دنيا رفت.
حسين نوة چنين آدمي بود.