آخرین اخبار:
کد خبر : ۲۴۰۵۸۴
۱۲:۱۱

۱۳۸۸/۱۱/۱۴

نامه هاي جنگ

نویسنده :
مرجان رياحي



براي اين نامه هاي جديد ، بيش از حساب و كتاب حقوق بازنشستگي خرج كرده بود . نامه اي كه به دبيركل سازمان ملل نوشت، با جوهر سياه تايپ شد. نامه اي كه به رياست كميسيون اسرا و مفقودين جنگ نوشت، با جوهر قرمز و نامه اي كه به يونسكو نوشت با جوهر آبي تايپ شد. نمي دانست چرا؟ اما به يونيسف هم نامه نوشت. انگليسي بلد نبود و وقتي متن هاي ترجمه شده را به دستش دادند، با ترديد به حروف نامأنوس آن نگاه كرد و در فكر فرو رفت كه آيا اين كلمات به راستي همان حرف هاي او هستند؟
ديگر به هر جا كه مربوط بود يا نبود، نامه مي نوشت و يك كپي از هر كدام، براي خودش نگه مي داشت. به كپي هاي ده سال قبل نگاه مي كرد. گاهي خنده اش مي گرفت. جملاتش همه رسمي و اداري بودند، و با آن همه گريه اي كه مي كرد، مثل اين بود كه نامه ها را يك آدم بدون گريه نوشته است! در آغاز يكي از نامه هايش نوشته بود :
« نظر به اين كه..»
آخر همه نامه ها هم نوشته بود :
« والسلام، موفق باشيد »
اما حالا عباراتش كلي فرق داشت:
براي وزير امور خارجه نوشت:
« وقتي حبيب بچه بود، روي درخت چنار ساعت ها مي نشست و آن قدر منتظر مي ماند تا بتواند ساري را با دست بگيرد، يكي از بال هايش را رنگ كند و بعد رهايش كند و دلش به اين خوش باشد، كه يك سر آسمان مال اوست!»
براي رئيس جمهور نوشت:
« تا هفت سالگي به « بادام »مي گفت « آدام» و پسته هاي بسته را با دندان مي شكست. هميشه دندان هايش عيب و ايراد داشت.»
به دفتر رهبري نوشت:
« هجده سالش كه شد براي پيدا كردن يك كتاب، سه تا شهر را گشت و با خودش فكر كرد.حتماً همان وقت ها بوده كه خيال كرد، خيلي بزرگ شده است . اي كاش يك بار ديگر به « بادام » مي گفت « آدام» و در بيست و يك سالگي هيچ تصميمي نمي گرفت و و هيچ جا نمي رفت، يا اي كاش براي رفتن به اين جور جاها اجازه مي گرفت.»
در پايان همه نامه ها نوشت:
« اين حرف هاي يك مادر است .»
آخرين خبر هاي از آْن ها كه برگشتند، اين بود كه عده اي را از نيروهاي سازمان ملل مخفي مي كرده اند.ديگران، آن ها را از دور ديده بودند. به يكي كه قد بلند و مو بور بوده و پرنده ها را با دست مي گرفته است مي گفتند حبيب. عراق گفته بود، « همه آنها كه بايد برمي گشتند بازگشته اند » و ايران مي گفت:
« نه » و او نامه مي نوشت .حتي يك نامه به عراق نوشت! به مقصد كاخ رياست جمهوري! نوشت كه
« دلش براي حبيب تنگ شده است »
نوشت:
« مي داند حبيب آن جاست ، حبيب را ديده اند . حبيب به چه دردتان مي خورد ، پس بفرستيد . »
اول نامه التماس كرد ، آخر نامه فحش داد!
در يك اول صبح تازه ، با يك فكر ناگهاني تصميم عجيب و غريبي گرفت . آن وقت به همه نمايندگان مجلس ، به همه كابينه دولت، به هر آدمي كه فكر مي كرد مهم است نامه نوشت . براي هر كدام عكسي از حبيب فرستاد . براي نماينده يزد تصوير پنج سالگي حبيب با دهني پراز قطاب ، براي نماينده اصفهان تصوير هفت سالگي با كت و شلوار نوي عيد وسط ايوان عالي قاپو؛ براي نماينده قم تصوير ده سالگي ، روز تاسوعا بين هيأت عزاداري ، براي وزير دفاع و پشتيباني دوازده سالگي با بلوز و شلوارمشكي – كه پاچه هايش گِلي بود- كنار تابوت پدر براي وزير كشور عكس پرسنلي شش در چهار مربوط به زماني كه توي دانشگاه قبول شده بود ؛ براي وزير آموزش عالي تصويري از اولين روزهاي دانشكده، و براي خودش عكس حبيب ، بين خاك ها با بي سيم و كلاه آهني ، قطار قطارفشنگ، قمقمه و لبخند. وقتي همه نامه ها را به ترتيب دريافت بايگاني كرد. شش ماه بعد لاي يكي از زونكن ها دو تا نامه ماشين شده بود كه جملاتشان تفاوت چنداني با هم نداشت! دستمال برداشت و خاك زونكن ها را گرفت!
به توصيه آنها كه زياد مي نوشتند، روان نويس خريد . اما همان غروب فهميد ديگر كلمه اي باقي نمانده است. كاغذ سفيدي را داخل پاكت بدون آدرسي گذاشت ، روان نويس را بين انگشت هايش فشار داد. چيزي بين ريه هايش چنگ زد. روان نويس جوهر پس داد و همه چيز سياه سياه شد! پستچي آمد . يك نامه سفارشي آورد . هر چه زنگ زد، كسي جواب نداد. معلوم بود نامه از يك جاي بالا- بالا آمده است . روز بعد و روز بعد تر هم آمد . اما باز هم كسي جواب نداد. به جاي گيزنده، در دفترش امضا كرد و سعي كرد نامه را از زير در داخل حياط كند اما نامه تو نمي رفت گويا مانعي سرراهش بود . از زير در نگاه كرد كفحياط پر از برگ هاي پاييزي بود

درباره نويسنده:فارغ التحصيل فيلمنامه نويسي حرفه اي از مركز آموزش فيلمسازي
-رتبه اول جشنواره باران لرستان 1381
رتبه اول جشنواره ادبي سايه سار نخل آبادان 1381
رتبه سوم سومين جايزه ادبي اصفهان 1384
رتبه اول براي نمايشنامه برداشت آزاد اصفهان پاييز 1384
انتشار مجموعه داستان ـ«اشاره ها» 1378

منبع :منتخب جايزه ادبي يوسف (مسابقه سراسري داستان دفاع مقدس)

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه